مشهد
مهرسا برای اولین بار و من برای سومین بار به مشهد رفتیم
روزهای ما در مشهد اینطوری گذشت که صبح ها برنامه برای من ریخته میشد و عصرها هم میرفتیم مشهد امام رضا !
یک روز رفتیم باغ وحش

البته بیشتر از این که تایگر(ببر) ببینم قفس دیدم!

یک اسب کوچولو بود که من با شجاعت سوارش شدم
یک روز بارانی هم رفتیم شهربازی

یک روز هم که هر چی بابا و مامان اصرار کردند که بریم بیرون من راضی نشدم و گفتم نریم بیرون و از سرگرمی هام تو هتل استفاده کامل را کردم

و خواهرم در مشهد به تنها کار مورد علاقه اش میرسد و بی وقفه در خواب بود بنابراین برنامه خاصی براش نداشتیم


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



مشهد
